تبلیغات
حه‌وشه‌ی کچانی کوردستان - زن که باشی
حه‌وشه‌ی کچانی کوردستان
ئێمه له یه ک سێومان خوارد

ئارشیڤی بابه‌ته‌کان

ده‌رو جیران

به‌رهه‌می تر

← ئامار

  • هه‌مووهاتنه‌کان:
  • میوانه‌کانی ئه‌مرۆ:
  • میوانه‌کانی دوێنێ:
  • سه‌ردانه‌کانی ئه‌ومانگه‌:
  • سه‌ردانه‌کانی مانگی پێشدا :
  • گشت نووسه‌ران:
  • گشت بابه‌ته‌کان:
  • دوایین سه‌ردان:
  • دوایین به‌رۆژبوون :

زن که باشی

گلها، هر جایی كه باشند، آب و خاك هر سرزمینی كه توی رگ و ریشه شان جریان داشته باشد، به یك اندازه پیام آوران ظریف و نازنین شوق و زندگی هستند. 

گلها، هر جایی که باشند، آب و خاک هر سرزمینی که توی رگ و ریشه شان جریان داشته باشد، به یک اندازه پیام آوران ظریف و نازنین شوق و زندگی هستند. فرقی نمیکند بنفشهی آفریقایی باشند یا رزهای دو رگهی هلندی. وسط دامنههای آلپ روییده باشند یا میانهی دشتهای سبلان. ارکیدههای آرام گرفته در سبد گل خواستگاری دختر همسایهی بغل دستی باشند یا نرگسهای دود گرفتهی توی دستهای عرق کردهی دخترک سر چهار راه. هرجا که باشند، به یک اندازه میشود سر فرو کرد در عطر دلپذیرشان و زندگی را نفس کشید. چرا زن بودن همین طور نیست؟ گاهی گم میشود. پنهان می شود، دفنش میکنند میان خروارها هنجار و قاعده و توقع بی جا. گاهی میشکند، گاهی کوچک میشود، آب میرود. گاهی انکارش میکنند، بعضی چشم میبندند و میگذرند… هست اما هستیاش به قدر کافی نیست، همیشگی نیست! زن بودنِ این روزها گنگ است؟ خسته است. تلخ هم نباشد گس است. زیادی گس… نه خوشایند همه است و نه مناسب همیشههای اخیر تعریف شده مان. جنگ است انگار…سخت است، زن بودن سخت است. وقتی که عاشقی، دوست میداری، دلتنگی، آزردهای و به موازات همهی اینها مقصدی داری و رفتنی و میل به رسیدنی، سخت است. سختِ توضیح ندادنی است. سخت ِ طفلک و غمگینی است - See more at: http://linkzan.ir/archives/23244/%d8%b2%d9%86-%d9%83%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%8a-%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%83%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%8a%e2%80%8e%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa#sthash.xeKY9xXe.dpuf

فرقی نمی كند بنفشه ی آفریقایی باشند یا رزهای دو رگه ی هلندی. وسط دامنه های آلپ روییده باشند یا میانه ی دشت های سبلان. اركیده های آرام گرفته در سبد گل خواستگاری دختر همسایه ی بغل دستی باشند یا نرگس های دود گرفته ی توی دست های عرق كرده ی دخترك سر چهار راه. هرجا كه باشند، به یك اندازه می شود سر فرو كرد در عطر دلپذیرشان و زندگی را نفس كشید.چرا زن بودن همین طور نیست؟ گاهی گم می شود. پنهان می شود، دفنش می كنند میان خروارها هنجار و قاعده و توقع بی جا. گاهی می شكند، گاهی كوچك می شود، آب می رود. گاهی انكارش می كنند، بعضی چشم می بندند و می گذرند...هست اما هستی اش به قدر كافی نیست، همیشگی نیست! زن بودنِ این روزها گنگ است؟ خسته است. تلخ هم نباشد گس است.زیادی گس... نه خوشایند همه است و نه مناسب همیشه های اخیر تعریف شده مان.جنگ است انگار...سخت است، زن بودن سخت است. وقتی كه عاشقی، دوست میداری، دلتنگی، آزرده ای و به موازات همه ی اینها مقصدی داری و رفتنی و میل به رسیدنی، سخت است. سختِ توضیح ندادنی است . سخت ِ طفلك و غمگینی است

 از در همین حوالی

ناسنامه‌

سه‌رونووسه‌ران :

گه‌ڕان

بیرزانین

  • ژنان وکچان لە کام بەشە لاوازن؟






نووسه‌ران

ابزار وبمستر

ابزار وبلاگ

[cb:post_title]