تبلیغات
حه‌وشه‌ی کچانی کوردستان - قسمتی از مقالەی"آپوئیسم تنها راه آزادی زنان"
حه‌وشه‌ی کچانی کوردستان
ئێمه له یه ک سێومان خوارد

ئارشیڤی بابه‌ته‌کان

ده‌رو جیران

به‌رهه‌می تر

← ئامار

  • هه‌مووهاتنه‌کان:
  • میوانه‌کانی ئه‌مرۆ:
  • میوانه‌کانی دوێنێ:
  • سه‌ردانه‌کانی ئه‌ومانگه‌:
  • سه‌ردانه‌کانی مانگی پێشدا :
  • گشت نووسه‌ران:
  • گشت بابه‌ته‌کان:
  • دوایین سه‌ردان:
  • دوایین به‌رۆژبوون :

قسمتی از مقالەی"آپوئیسم تنها راه آزادی زنان"

تا به امروز تمامی تحقیقات و تحلیلات زیست‌شناسی و باستان‌شناسی که انجام داده شده است صحت این مسئله را بیان می‌دارند که پس از عصر چهارم یخبندان كه برابر با بیست هزار سال قبل از میلاد است، در مزوپوتامیا (بین النهرین)، باری دیگر انسانها زندگی را آغاز کرده و پس از عصرهای دیرینه‌سنگی و پارینه‌سنگی در 12 هزار سال قبل از میلاد در دامنه‌ی رشته کوههای البرز و زاگرس ـ که به هلال ‌حاصلخیز مشهور است ـ زیسته‌اند. در ابتدا انقلاب نئولوتیک (نوسنگی) و پس از آن نیز در شش هزار سال قبل از میلاد، انقلاب «تل‌خلف» با پیشاهنگی زن ـ مادر به وقوع پیوست.

 در مرحله‌ی اول از این انقلاب، زن به دلیل برخی از خصوصیات‌ فیزیولوژی خویش، همچون به دنیا آوردن كودك و ... که اكثر این خصوصیات با طبیعت رابطه‌ی تنگاتنگ و فشرده‌ای دارند، زندگی یکجانشینی و روستا نشینی را به وجود آورد و با گرد هم آوردن کودکان به دور خویش، جامعه را شكل داد و کم‌کم به اهلی نمودن حیوانات و كشاورزی پرداخت. در مرحله‌ی دوم از این انقلاب، دهها و صدها وسایل مکانیکی همچون: آسیاب و ...، پیشرفتهای فکری و ذهنی به وجود آمدند و به این شكل بود كه در طول این وقایع اندیشه و زبان غنی‌تر گشتند. زن همچون خالق این زندگی به اساس و پایه‌ای برای پیشرفت بشریت تبدیل گشته كه این پیشرفت حتی از رنسانس غرب نیز فراتر و گرانبهاتر و دستاوردهای آن از دستاوردهای قرن 19 و 20 و 21 كم‌بهاتر نیستند. زن به الهه مبدل گشت و در قالب ایشتار (ستار)، ئافره‌ت (آفریننده) و ... پرستش شد. در چنین اجتماع طبیعی‌ای که زن خالق آن بود، هیچ گونه جنایت، حکمرانی، خشونت و نابرابری وجود نداشت و انسانها به شکل کمونال زندگی می‌کردند. امروزه تمامی دنیا خیال و آرزوی بازگشت به آن دوران را در سر می‌پروراند. توانایی‌های موجود در زن کم‌کم به حسادت مردان و قیام شمن‌ها و غصب آنان از دست زن شد كه منجر به سوق دادن جامعه بسوی جامعه‌ای هیرارشیك و طبقاتی شد. از آن به بعد میدانی برای جنگ و مقاومت الهه‌گان شکل گرفت که از جانب اسطوره‌ها به این شکل بازگو می‌شود :«اولین جنگ میان الهه‌ی «نین‌خورسانگ»، خداوند طبیعت و «انکی» ، سمبل حیله‌گری، آگاهی و دانایی که خداوند و نماینده ذهنیت مردسالار بوده، روی داده است. پس از آن در میان آنها توافقی شكل می‌گیرد که طی آن «نین‌خورسانگ» تسلیم شده و به زیرحاكمیت وتأثیر «انکی» درمی‌آید. «انکی» با همکاری «نین‌خورسانگ» 104 ماده از قوانین الهه‌ «اینانا» را دزدیده و آنها را به شهر «آریدو» انتقال می‌دهد. این بار «اینانا» خداوند عشق به مبارزه با «انکی» برمی‌خیزد و در نهایت قوانین دزدیده شده را پس گرفته و آنها را به شهر خود «اوروک» باز می‌گرداند. روز به روز جنگ و جدال میان «انکی» و «اینانا» شدت یافته و در پایان «اینانا» شکست خورده و برای بار دوم نیز «انکی» قوانین را در دست گرفته و صاحب آنها می‌شود. این جنگ تا امروزه نیز به شیوه‌ها و دلایل متعدد و گوناگونی ادامه دارد. طی این جنگ بود كه تفاوت و اختلاف مابین زن و مرد به وجود آمده و راهبان سومر نیز شروع به ساختن زیگوراتها (پرستشگاه‌ها) نمودند، که این مكانها كم‌كم جامعه را با خود به سوی طبقاتی بودن كشاند.

جنگ بعدی میان «مردوك»، پسر «انکی» و «تیامات» الهه‌ی آب‌های شور، خداوند تمامی خداوندهای سومر و همچنین مادر رقیب خویش «مردوك» می‌باشد. «مردوك» جنگ طلب بوده و «تیامات» صلح طلب. «تیامات» تلاشهای بسیاری را انجام می‌دهد كه از خونریزی و جنگ جلوگیری كرده تا پسرش را از این جدال محفوظ دارد. اما «مردوك» تمامی خداوندهای مرد را دور خود گرد آورده و به آنها می‌گوید: «تیامات زنی تنها و فاقد ‌قدرت می‌باشد». در واقع این جنگ جنگی ایدئولوژیك و میان دو سنت صورت گرفته كه در نهایت، با شکست سنت تیامات به پایان می‌رسد
رهبرآپو شکست «تیامات» را همانند ضربه‌ی گرزی گران بر پیکر زن و سقوط از جایگاهش را تلقی می‌کند. در نتیجه این شکست، سیستمی سلطه‌گر به وجود می‌آید که ثمره‌ی آن نیز برده‌داری، استثمار و غارت بوده كه با رهبری«سارگون آکادی» وسعت یافته است. «متیس» زنی است که تسلیم «مردوك» شده و سپس «زوز» که سمبل مرد حسود می‌باشد، زیرکی «متیس» را دزدیده و در رابطه‌ی میان «زوز» و «متیس» زنی با نام «آتینا» خلق می‌شود. «آتینا» زنی است حاصل ذهنیت مردسالار، كه با اقرار متولوژی «زوز» او را از مغز خویش آفریده است. «آتینا» امروزه نمونه‌ی آن زنانی است که در اقتدار‌طلبی از مرد و ذهنیت او تقلید می‌کنند و از جوهر اصلی خویش دور گشته‌اند. یکی دیگر از آن ضربه‌هایی که به شخصیت زن وارد آمده است، به وجود آوردن «مسقطین»ها یعنی فاحشه‌خانه‌های عمومی به دست راهبان سومری بود، كه در عصر برده‌داری همراه با آن دهها تهمت نارواه دیگر را بر شخصیت زن ‌وارد آوردند. این فاحشه‌خانه‌ها در عصر فئودالیسم به فاحشه‌خانه‌های خصوصی تبدیل شدند كه نتیجه آن خانواده کلاسیک می‌باشد. در نهایت، در دوران کاپیتالیسم این فاحشه‌خانه‌ها به هر کوچه و خیابانی کشیده شدند كه امروزه صحت آن به وضوح مشاهده می‌شود. استفاده كردن «گیلگامش» از زن، برای فریب و در دام انداختن «انکیدو» كه در كهنترین افسانه سومری ذكر شده، به پایه و اساسی برای کالا شدگی زن مبدل گشت، که این وضعیت تا به امروزه نیز ادامه دارد. نمونه‌ای دیگر از حملات صورت گرفته بر زن، سیاه جلوه دادن زن در اسطوره‌ی آدم و حوا است که در شخص «حوا» صورت پذیرفته است و حاكی از این مسئله‌ می‌باشدکه گویا زن شخصیتی مکار داشته و همیشه در صدد فریب دادن مرد می‌باشد. اما با توجه به خدمتهای مادر ـ زن در طول تاریخ پی می‌بریم كه این طرز فكر تنها یکی دیگر از حیله‌های ذهنیت مردسالار می‌باشد. گذشته از این سیستم مرد سالار به همه‌ی حیله‌های خود بسنده نكرده و همانطور كه پیشتر ذكر شد در شخصیت آتینا زنی را خلق كرد که به راحتی می‌تواند بر ضد جنس خویش عمل نماید. جنگ مابین «هاجر» و «سارا» در روایت «حضرت ابراهیم» و زنانی که امروزه از طرف سیستم بر علیه زنان آزادیخواه بسیج شده‌اند، از نمونه‌های تاریخی و امروزی آن می‌باشند. یادآوردی چند نمونه‌ی تاریخی و مطرح بودن چند زن كه ارزش آنها تنها در وابستگی‌شان به یک مرد را شرح می‌دهد چنین است: «حضرت مریم» تنها ارزش او به دنیا آوردن حضرت عیسی بود. همچنین ارزشی که برای «حضرت خدیجه» و «حضرت عایشه» وجود داشت به خاطر آن بود كه از نزدیكان «حضرت محمد» می‌باشند و «حضرت فاطمه» برای آنکه همسر «حضرت علی» می‌باشد،‌ ارزشمند است و ... این مثالها ثابت می‌کنند این طرزفكرها از ذهنیتی سرچشمه می‌گیرند كه اصرار بر آن می‌ورزد یک زن به تنهایی نمی‌تواند دارای ارزش خاصی باشد، مگر آنکه در خدمت یك مرد قرار گیرد.
به این شکل سیستم ارتجاعی مردسالار، به دلیل قدرتمند بودن زن از لحاظ عاطفی كه دید دمکراتیک او از آن سرچشمه می‌گیرد و این جنبه زن مانع بزرگی است در برابر توطئه‌های ضد انسانی و ضد صلح‌ این سیستم، از زن آزاد هراسیده و همیشه سعی بر آن داشته كه با شکلهای گوناگون و متفاوت زن را از خویشتن خویش بیگانه سازد و محتاج خود گرداند


ناسنامه‌

سه‌رونووسه‌ران :

گه‌ڕان

بیرزانین

  • ژنان وکچان لە کام بەشە لاوازن؟






نووسه‌ران

ابزار وبمستر

ابزار وبلاگ

[cb:post_title]